تبليغاتX
پارسا
اخلاق پيامبر در قرآن

يکي از بهترين طرق شناخت مدعيان راستين از دروغين(ويژگي‌هاي اخلاقي) آنهاست اين ويژگي‌ها مي‌تواند به عنوان قرائن و نشانه‌هاي روشن براي نفي يا اثبات حقانيت مدعي مورد استفاده قرار گيرد.توجه تام رسول اکرم به قرآن کريم، سيره نوراني آن حضرت را شايسته تأسي کرده است.«لقد کان في رسول الله اسوة حسنة»

هر سيره‌اي به هر ميزان و با هر مرتبه از مراتب قرآن هماهنگي کند و به همان اندازه قرآني است و چون رسول خدا سيره‌اش را بر حقايق قرآني تنظيم کرده است سيره آن حضرت کاملترين سيره‌هاست لذا درباره رسول اکرم آمده است«کان خقله القرآن» اينک براي بهره‌وري افزونتر از اين سيره مبارک اجمال به جمال به برخي موارد که شاهد قرآني نيز در بردارد اشاره مي‌شود.

الف) عبادت و تهجّد پيامبر اکرم(ص):
خداوند، رسول اکرم(ص) را به شب زنده‌داري امر فرمود تا از اين طريق به مقام محمود دست يابد.

در سوره اسراء مي‌خوانيم که:«و من اليل فتهجد به نافلة لک عسي اي يبعثک ربک مقاماً محموداً» در کيفيت نماز شب آن حضرت آمده است که:وي آب وضو و مسواک خود را از قبل مهيا مي‌فرمود و مانند يک رزمنده سنگرنشين، خواب ممتد و طولاني نداشت، آن حضرت پس از خوابي کوتاه بيدار مي‌شد و چهار رکعت نماز مي‌خواند و سپس قدري مي‌خوابيد و دوباره برمي‌خواست و به همين ترتيب عمل مي‌کرد.ايشان هر بار که بيدار مي‌شد به آسمان نگاه مي کرد و اين آيات را تلاوت مي‌کرد:

«ان في خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات لاولي الالباب الذين يذکرون الله قياماً و قعوداً و علي جنوبهم و يتفکرون في خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار»1

اين گونه آيات هم انسان را به تفکر در نظام آفرينش تشويق کرده و ضمناً با بيان برخي اوصاف فرزانگان، ديگران را هم به فرزانه شدن ترغيب مي‌کند و هم هدف داراي نظام خلقت را گوشزد مي‌کند و هم روش نيايش در پيشگاه خداوند را براي امن از عذاب دوزخ به سالکان مي‌آموزد.غرض آنکه شب زنده‌دار واقعي کسي است که عبادت عملي او با عبادت فکري وي هماهنگ باشد از اين رو پيامبر گرامي که بر اساس آيه سوره اسراء شب زنده‌دار بود، بر اساس آيات سوره آل عمران، تفکر در معارف را با شب زنده‌داري توأم کرد.

ب) ساده زيستي و وارستگي از دنيا:
رسول گرامي اسلام(ص) امور زندگي خود را همانند مسايل عبادي بر اساس توجه به قرآن تنظيم مي‌کرد.چنانچه در بي‌توجهي به دنيا و ساده زيستي آن حضرت از امام صادق(ع) و امام باقر(ع) نقل شده که مخازن عالم و کليدهاي آن به رسول اکرم(ص)ارائه شد و او را در انتخاب آنها مخير کردند بدون اينکه از مقام آن حضرت کاسته شود. ولي آن بزرگوار در بيان انتخاب زندگي ساده براي خود و نيز عدم پذيرش آن فرمود:«الدنيا دار من لادار له و لها يجمع من لا عقل له»

اين بي‌توجهي به مظاهر دنيا و بي‌رغبتي به آنها نشانه توجه تام رسول اکرم(ص) به معارف قرآن است و از جمله آياتي که به اين مطلب اشاره دارد آيه «فلاتعجبک أموالهم و لا اولادهم» دارايي‌ها و فرزندان کفار و متکاثران دنيا تو را به شگفت در نياورد زيرا خداي سبحان عده‌اي را با مال و فرزند که فتنه‌اند عذاب مي‌کند.و همچنين آيه «انما اموالکم و اولادکم فتنه» کساني که در جمع مال و پيدايش و پرورش اولاد حدود الهي را رعايت نکنند گرفتار فتنه‌اند.از اين رو خداوند سبحان به شيطان دستور مي‌دهد که با آنها در مال و اولادشان شريک باشد «و شارکهم في الأموال و الأولاد»

«و لا تمدن عينيک الي ما متعنا به ازواجاً منهم زهرة الحيوة الدنيا لنفتنهم فيه» اي پيامبر چشمانت به سوي متمکنان گشوده نشود زيرا زرق و برق دنيا در حد شکوفه است و براي کسي ميوه نخواهد شد دنيا مانند منطقه سردسيري است که شکوفه‌اش به بار نمي‌نشيند و از اين رو اگر کسي به متاعي يا مقامي نايل شود ناچار است بر اثر علل طبيعي مانند مريضي و کهنسالي و مرگ و يا علل سياسي و اجتماعي آن را به ديگري بسپارد و با ساده زيستي راه مستقيم به آساني طي خواهد شد.از اين رو رسول اکرم(ص) فرمود:«نجي المخفون» سبکباران بهتر به مقصد مي‌رسند و اهل نجات‌اند.

ج) شعارها و اذکار در ميدان نبرد
شعار مسلمانان در ميدان جنگ به دستور رسول اکرم(ص) تنظيم مي‌شد از اين رو داراي مضاميني بلند و هدفدار و آموزنده بود. همان طور که شعار مسلمانان به هنگام نماز، اذان و اقامه است که کلمات آموزنده دارد برخلاف ناقوس ترسايان که زنگي بيش نيست ـ شعار رزمندگان در بعضي از ميدان‌هاي نبرد «حم لاينصرون» بود که اين گونه شعارها، دل‌هاي رزمندگان را به قرآن متوجه مي‌کرد.

امير مؤمنان درباره توجه پيامبر گرامي به قرآن استفاده از آن در هنگام نبرد مي‌فرمايد:در جنگ بدر که اولين درگيري نظامي مسلمانان با مشرکان بود رسول خدا را در سجده ديدم که جمله نوراني «يا حي و يا قيوم» را تکرار مي‌کرد و براي نزول نصرت غيبي و امداد الهي آن قدر ذکر مزبور را بازگو کرد تا جنگ پيروز شد.ذکر شريف «يا حي يا قيوم» از اسماي حسنايي است که از قرآن استفاده مي‌شود و در آية الکرسي و مانند آن به صورت «هو الحي القيوم» آمده است.

د) اهتمام به قرآن
رسول اکرم چون به امتش علاقمند بود تلاش مي‌کرد تا آنها را به کمال انساني برساند و چون برجسته‌ترين کمال‌ها در پرتو درک معارف قرآن و عمل به احکام آن به دست مي‌آيد.سعي مي کرد تا مردم با قرآن مأنوس باشند و آن را خوب بفهمند و به فهميده‌هاي خود کاملاً عمل کنند از اين رو مي‌فرمود گروهي که به قرآن بي‌احترامي کرده و آن را پشت سر انداختند نه تنها از مزاياي شفاعت آن محروم شدند بلکه از گزند شکايت او مصون نبوده و اين عمل آنان را به جهنم مي‌رساند.

قرآن در هر جا باشد يا سائق است (سوق دهنده) يا قائد (رهبري کننده). اگر عده‌اي قرآن را امام و پيشواي خود قرار دادند و خويش را امت آن دانستند، آنان را به بهشت مي‌رساند ولي اگر آن را پشت سر گذاشتند خود را رهبر و امام قرآن قرار دادند و آنرا طبق هواي خود تفسير کردند قرآن از پشت سر آنها را به جهنم سوق مي‌دهد.

دعوت به پيروي از قرآن سيره رسول خدا بود «وحي الي هذا القرآن لأنذرکم به و من بلغ» چنانکه حتي نزديک رحلت آنگاه که به دختر گرامي‌اش حضرت فاطمه مي‌فرمود:فرزندم بعد از مرگ من چهره خود را مخدوش نکن و گريبان چاک نزن گر چه قلب انسان در غم و فراق عزيزش مي سوزد و اشک او جاري مي‌گردد ليکن بايد صابر و شکور بود.رسول خدا براي اينکه وصيت خود را قرآني کند اين آيه را تلاوت کرد و «و لا يعصيک في معروف» خداوند در اين آيه به پيامبرش مي‌فرمايد:زنان با ايمان تو را معصيت نمي‌کنند، پس آن زني که در مرگ عزيزش چهره مي‌خراشد و پيراهن مي‌درد معصيت پيامبر کرده است.غرض آنکه رسول اکرم(ص) در اين وصيت کوتاه به آيه قرآن اشاره و استدلال فرمودند و اين حاکي از اهتمام و انس آن حضرت با کلام الله کريم است.

و) نرمخويي پيامبر اعظم(ص)
پيامبر اکرم پيامبري نرم خوي و خوش برخورد با مردم بود خداوند او را به عنوان پيامبري نرمخو و مهربان توصيف کرده است و ساحت او را از تندي و خشونت و بد اخلاقي مبرا دانسته است و اين نرمخويي را به عنوان رحمتي از خداوند براي او قرار داده است پروردگار متعال مي‌فرمايد:

«فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظاً غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوکل علي اللّه ان اللّه يحب المتوکلين؛به برکت رحمت الهي در برابر آنان مردم نرم و مهربان شدي واگر خشن و سنگدل بودي از اطراف تو پراکنده مي‌شدند پس آنها را ببخش و براي آنها آمرزش بطلب و در کارها با آنان مشورت کن اما هنگامي که تصميم گرفتي (قاطع باش) بر خدا توکل کن، زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد».

امام حسين به نقل از پدرش، پيامبر را چنين توصيف مي‌کند:او هميشه خندان بود و اخلاق نرمي داشت و تندخو نبود،فحش و ناسزا از او سر نمي‌زد،از کسي عيب نمي‌گرفت،کسي را بي مورد مدح نمي‌کرد و نسبت به چيزي که مورد علاقه‌اش نبود با اغماض برخورد مي‌کرد.

در سنن النبي به نقل از مکارم الاخلاق طبرسي نقل شده است:که آن حضرت هرگز از کسي انتقام نگرفت بلکه کساني که را به وي بدي کرده بودند مورد عفو قرار مي‌داد او پيامبر دلسوزي براي مسلمانان بود.

«لقد جاءکم رسول من انفسکم عزيز عليه ما عنتم حريص عليکم بالمؤمنين روف رحيم»

به يقين رسول از خود شما به سويتان آمد که رنج‌هاي شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان رؤف و مهربان است.

تعريف بالاتر از اين نسبت به بنده‌اي توسط خدا متصور نيست.هر آنچه از زيبايي اخلاق متصور است،خداوند در يک عبارت بسيار کوتاه براي پيامبر اعظم آورده است و او را به عنوان صاحب خوي و خصلت و صفت و صاحب اخلاقي بزرگ ستايش کرده است.«و انک لعلي خلق عظيم؛به درستي که تو اي پيامبر صاحب خلق و خويي بزرگ هستي».

خداوند متعال در جاي ديگري از قرآن پيامبر را به عنوان رحمت ياد مي‌کند «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمين» هدف از ارسال آن حضرت رساندن پيام رحمت خداوند متعال است و آمده است تا با خودش آب رحمت را جاري سازد و عالم را از آب رحمت مشروب سازد و وجودش چشمه زلال رحمت خداوند براي همه عالميان است.آخرين پيامبري است که بشر را به عالم فرشتگان و عالم ملکوت پيوند داده است کلاس او آخرين کلاس گسترش رحمت و نعمت خداوند است براي بندگان.


1. سوره آل عمران، آيه 191 ـ 190.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 19:55  توسط پارسا ایرانی  |