بازم من نوشتم
ایشالا وبلاگ دوباره عین اول فعالیت خودش رو شروع میکنه...
نظر یادتون نره:
عبدالله بن عمر هرگاه به ياد پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) مى افتاد، مى گريست و هرگاه به محل نشستن پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى گذشت ديده فرو مى نهاد. به گفته بيهقى با سند صحيح «ابن عمر» آثار پبامر(صلى الله عليه وآله) را دنبال مى كرد و در هر مسجدى نماز خوانده بود حاضر مى شد و در راهى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) طى كرده بود خود رهسپار مى شد. او حج را ترك نمى كرد و چون به عرفه مى آمد در جايى وقوف مى كرد كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) وقوف كرده بود.
مالك در «موطأ» در باب دعا آورده است كه:
«عبدالله بن عمر به قريه بنى معاويه، كه يكى از قريه هاى انصار بود، وارد شد و گفت: آيا مى دانيد پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) در كدام نقطه از مسجد شما نماز خوانده است؟ عبدالله بن عبدالله بن جابر گفت: آرى و با دست خود به نقطه اى از مسجد اشاره كرد...»
اين روايت نشان مى دهد كه صحابه و تابعين از جايگاه نماز پيامبر(صلى الله عليه وآله) تفحص مى كرد و با نماز خواندن در آن جايگاه تبرك مى جسته اند.
در حديث معراج آمده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود:
«هنگامى كه مرا بر براق نشانده و به معراج بردند، به سرزمينى رسيدم كه نخلستان فراوان داشت، جبرئيل گفت: فرود آى، و نماز بگزار. نماز خواندم و سوار شدم. جبرئيل گفت: مى دانى در چه مكانى نماز خواندى؟ گفتم: نه.
گفت: در (مدينه) طيبه نماز خواندى و بدانجا هجرت خواهى كرد. براق حركت كرد، جبرئيل گفت: فرود آى و نماز بخوان، سپس گفت: مى دانى كجا نماز خواندى؟ گفتم: نه! گفت: در طور سينا نماز خواندى، آنجا كه شجره موسى قرار داشت و خدا با او سخن گفت.
براق حركت كرد تا به مكان ديگر رسيديم. جبرئيل گفت: فرود آى، نماز بخوان. نماز خواندم، جبرئيل گفت: مى دانى كجا نماز خواندى؟ گفتم: نه، گفت در «بيت لحم» نماز خواندى، جايى كه عيسى بن مريم تولد يافت...»
از اين روايت استفاده مى شود كه هر جا اثرى از پيامبران(عليهم السلام) يافت شود، آنجا نماز خواندن مطلوب و متبرّك و محترم است; بهويژه آنكه به پيامبر گرامى ما حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) كه ما از امت اوييم، منسوب باشد.
در روايت آمده است:
«صحابه از پيامبر(صلى الله عليه وآله) دعوت مى كردند كه در خانه هاى آنها نماز بخواند و خانه هايشان تبرك شود».
بخارى در كتاب نماز آورده است:
«عتبان بن مالك از آن حضرت درخواست كرد كه در محلى از خانه او نماز بگزارد تا آنجا را مصلاّى نماز قرار دهد; زيرا به دليل ضعف بينايى و بيم سيل نمى توانست در مسجد نبوى حاضر شود، و پيامبر(صلى الله عليه وآله) به خانه او آمد و گفت: دوست دارى در كدام نقطه نماز بخوانم، او به نقطه اى از خانه اش اشاره كرد و پيامبر(صلى الله عليه وآله) در آنجا نماز خواند و جمعى به آن حضرت اقتدا كردند.»
(البته از وبلاگ ما نیست)![]()
از اینجا اونو بخونید
خداییش با صلوات خیلی کارا میشه کرد
گوشه ای از این فواید رو در ادامه مطلب ... بخونید
ادامه مطلب...
درباره وصایای پیامبر به حضرت علی(ع)
اینم سفارشی و خیلی قشنگه
زیاد هم نیس پس حتما بخونین
در ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
این مطلب از شهید مطهری در باره راز ختم نبوت حضرت رسول است.
زیاده اگه حسو حال دارین حتما بخونین چون خیلی آموزنده است(والا وقت نمیذاشتم تایپ کنم)
ادامه مطلب...
به درخواست چن تا از دوستان :
بالاخره زندگیامه با مشقت فراوان از چند کتاب و چند آیه جمع و جور شد :
نظر یادتون نره
در ادامه مطلب...
یا علی
علی
ادامه مطلب...
در دین ما دو امر همیشه در کنار هم کارهای معجزه آسایی انجام می دهند. این دو امر توکل و توسل هستند. توکل رابطه ایست بین ما و خدایمان و توسل که رابطه ایست بین ما و اهل بیت علیهم السلام که ما آنها را واسطه ای بین خود و خدایمان قرار می دهیم. انشاالله که هیچوقت از این دو امر مهم غافل نشویم و فقط به خودمان تکیه نکنیم.
در زیر لینک مربوط به دعای توسل می باشد که بسیار شنیدنی است. امیدوارم که برایتان جالب و مفید باشد.
در لحظات ناب توسل ما را هم فراموش نکنید.

