تبليغاتX
.::حضرت رسول::.


از كلمات كوتاه حضرت رسول اعظم(ص)


۱- هر چه فرزند آدم پيرتر مي شود ، دو صفت در او جوانتر مي گردد : حرص و آرزو . َ

۲- دو گروه از امت من هستند كه اگر صلاح يابند ، امت من صلاح مي يابد و اگر فاسد شوند ، امت من فاسد مي شود : علما و حكام .

۳- شما همه شبان و مسؤول نگاهباني يكديگريد . . .


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 15:41  توسط امیر حسام خرازی  | 

سلام امروز وبلاگ چند تا مطلب بروز میشه

این مطلب از شهید مطهری در باره راز ختم نبوت حضرت رسول است.

زیاده اگه حسو حال دارین حتما بخونین چون خیلی آموزنده است(والا وقت نمیذاشتم تایپ کنم)


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 16:51  توسط علی خسروی  | 

آيا اخلاق ، نسبی است ؟

عده‏ای معتقدند كه به طور كلی اخلاق نسبی است يعنی معيارهای خوب و بد
اخلاقی نسبی است و به عبارت ديگر انسان بودن امری است نسبی . معنای‏
نسبيت يك چيز اين است كه آن چيز در زمانها و مكانهای مختلف تغيير
می‏كند ، يك چيز در يك زمان ، در يك شرايط ، از نظر اخلاقی خوب است ،
همان چيز در زمان و شرايط ديگر ضد اخلاق است . يك چيز در يك اوضاع و
احوال ، انسانی است ، همان چيز در اوضاع و احوال ديگر ضد انسانی است .
اين ، معنی نسبيت اخلاق است كه بسيار به سر زبانها افتاده است .
مطلبی است كه من اكنون اصل مدعا را عرض می‏كنم بعد در اطرافش توضيح‏
می‏دهم ، و آن اين است كه اصول اوليه اخلاق ، معيارهای اوليه انسانيت به‏
هيچ وجه نسبی نيست ، مطلق است ، ولی معيارهای ثانوی نسبی است ، و در
اسلام هم ما با اين مسئله مواجه هستيم كه اين بحثی كه راجع به سيره نبوی‏
می‏كنم اين مطلب را تدريجا توضيح خواهد داد .
در سيره رسول اكرم  يك سلسله اصول را می‏بينيم كه اينها اصول باطل‏
و ملغی است يعنی پيغمبر در سيره و روش خودش ، در منطق عملی خودش هرگز
از اين روشها در هيچ شرايطی استفاده نكرده است همچنان كه ائمه ديگر هم‏
از اين اصول و معيارها استفاده نكرده‏اند . اينها از نظر اسلام بد است در
تمام شرايط و در تمام زمانها و مكانها .
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 12:51  توسط سید محمد حسین میرابوطالبی  | 

تصمیم گرفتم در این بخش قسمتهایی از کتاب سیری در سیره نبوی را به طور خلاصه بنویسم

معنی " سيره "

ابتدا لغت " سيره " را معنی كنیم كه تا اين لغت را معنی كنیم‏ نمی‏توانیم سيره پيغمبر را تفسير كنیم . " سيره " در زبان عربی از ماده‏ " سير " است . " سير " يعنی حركت ، رفتن ، راه رفتن‏ " سيره " يعنی نوع راه رفتن . سيره بر وزن فعلة است و فعله در زبان‏ عربی دلالت می‏كند بر نوع . مثلا جلسه يعنی سبك و نوع نشستن ، و اين نكته‏ دقيقی است . سير يعنی رفتن ، رفتار ، ولی سيره يعنی نوع و سبك رفتار . آنچه مهم است شناختن سبك رفتار پيغمبر است . آنها كه سيره نوشته‏اند رفتار پيغمبر را نوشته‏اند . اين كتابهايی كه ما به نام سيره داريم سير است نه سيره . مثلا سيره حلبيه سير است نه سيره ، اسمش سيره هست ولی‏ واقعش سير است . رفتار پيغمبر نوشته شده است نه سبك پيغمبر در رفتار
، نه اسلوب رفتار پيغمبر ، نه متد پيغمبر .

ادامه دارد ...

منتظر نظرات شما هستیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 23:43  توسط سید محمد حسین میرابوطالبی  |