گاه اتفاق مي افتد كه بعضي به جوانان يا بزرگسالان ورزش كار ايراد گرفته و مي گويند :
- تو با اين هيكل و سن و سال ، خجالت نمي كشي كه مثل بچه ها ( با توپ يا چيزي ديگر ) بازي مي كني ؟!
شبيه اين ماجرا در حضور رسول خدا ( ص ) نيز اتفاق افتاد . حال به اين روايت توجه نموده و ببينيد كه عكس العمل آن حضرت ( ص ) در مقابل اين نوع از نگاه به ورزش ، چگونه بوده است :
اِنَّ رَسُولَ اللهِ ( ص ) اِفْتَقَدَ رَجُلاً ، فَقال :
- اَيْنَ فُلانٌ ؟
فَقالَ قائَلٌ : ذَهَبَ يَلْعَبُُ .
فَقالَ رَسُولَ اللهِ ( ص ) : ما لَنا وَ لِلَّعْبِ ؟!
فَقالَ رَجُلٌ : يا رَسُولَ اللهِ ! ذََهَبَ يَرْمي .
فَقالَ رَسُولُ الله ( ص ) : لَيْسَ الرَّمْيُ ب
بِلَعْبٍ ، اَلرَّمْيُ خَيْرُ ما لَهَوْتُمْ بِهِ . (1)
رسول خدا ( ص ) از روي محبت ، سراغ مردي را گرفت و فرمود :
- فلاني كجا است ؟
شخصي عرض كرد : به دنبال بازي رفته است .
پيامبر اكرم ( ص ) با تعجب پرسيد : ما را با بازي چه كار ؟!
مردي گفت اي رسول خدا ! او به تيراندازي رفته است .
پيامبر خدا ( ص ) فرمود : تيراندازي ، بازي پوچ و بي محتوي نيست ، بهترين چيزي كه شما را سرگرم مي كند تيراندازي است .
1 – كنز العمال ، ج 4 ، ص 462 ، حديث 11377 .
معلوم نيست چه رازي در كوه است كه همه ي پيامبران بزرگ به نحوي با كوه سر و كار داشته اند ؛ حضرت آدم با كوه سرانديب و پيامران اولوالعزم هر كدام دامنه ي مصفّا و هواي فرح بخش كوهي را براي مناجات و راز و نياز انتخاب مي فرمودند ؛ حضرت نوح و كوه آرارات ، حضرت ابراهيم و حضرت موسي و كوه طور ، حضرت عيسي كوه ساعير ، حضرت زرتشت سَبَلان كوه ، حضرت محمّد كوه فاران يا كوهِ حِرا . (1)
مي دانيم كه رسول گرامي اسلام ( ص ) قبل از مبعوث شدن به مقام رسالت ، بارها از آن كوه بالا رفته و در درون غار به عبادت و خودسازي مي پرداخت ، يعني كوه پيمايي ، مقدمه ي عبادت او بود و اين برنامه ادامه داشت تا در همان غار ، اولين كلمات وحي را از زبان فرشته ي وحي شنيد و برنامه ي كوه رفتن و عبادت كردنش ، پس از پيامبري اش نيز تداوم داشت . آن حضرت ، قبل از انعقاد نطفه ي پاك حضرت زهرا ( ع ) نيز مأموريت پيدا كرد تا از آن كوه صعود نموده و مدت چهل شبانه روز در آن جا به عبادت بپردازد .
1 – اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، ج 14 . ص 270 – 271 .

